<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833</id><updated>2011-04-22T00:16:35.288+04:30</updated><title type='text'>Endless Sky</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>9</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-114019037500585599</id><published>2006-02-17T19:00:00.000+03:30</published><updated>2006-02-17T19:02:55.026+03:30</updated><title type='text'>خاطره هایی که هرگز نخواهند مرد...</title><content type='html'>...&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;با چهره ی غمگین... از شکست یک عشق مرا درک کن...&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;در ساکت این شب... با یادی از این شعر مرا یاد کن...&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;پرواز کن بر دشت ها لانه ای هست آنجا...&lt;br /&gt;و من... در انتظار......................&lt;br /&gt;ای عشق...&lt;br /&gt;مرا نفس تنگ است... دیده پر از اشک... ز من یاد کن...&lt;br /&gt;ای عشق...&lt;br /&gt;بگذر ز هر بندی که راه  مرا از تو جدا کرد...&lt;br /&gt;......&lt;br /&gt;بتاب بر این قلب سرد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قلبم درده خدا... دلم بدجور گرفته... نه امروز... نه امشب... نه این روزها...&lt;br /&gt;مدتهاست... دیگه انقدر که یادم نیست از کی بود...&lt;br /&gt;خداجون...&lt;br /&gt;خیلی وقته حرف نزدیم... از روزی که رزهای نقره ای مرد دیگه با هم حرف نزدیم...&lt;br /&gt;از روزی که علی کوچیکه با همه ی کوچیکیش بزرگ شد دیگه با هم حرف نزدیم...&lt;br /&gt;آره... اونم رفت... علی دیوونه هم رفت...&lt;br /&gt;همه رزهای نقره ای که تو گلدونمون کاشته بودیم دیگه چیزی ازشون نموده... همه خشک شدن... سرد... بی جون...&lt;br /&gt;خدا...&lt;br /&gt;دلم گرفته... نه امروز... نه امشب... نه این روزها...&lt;br /&gt;مدتهاست...&lt;br /&gt;مسئله رو گم کردم خدا... هر چی میرم بالاتر که بتونم از بالا ببینمش بازم کمه...&lt;br /&gt;خیلی چیزها وقتایی که هست آدم قدرشو نمیدونه!... هزار و هزار با ر این حرفا رو شنیدیم...&lt;br /&gt;اما کاش عبرت می گرفتم خدا... تو که اون بالا بودی.. تو که بالاتر از همه چیز بودی... تو چرا گذاشتی خدا جون...........&lt;br /&gt;خجالت می کشم اسمتو میارم...&lt;br /&gt;آره... حق داری... هر کسی هم جای تو بود همین کارو می کرد... همین رفتار رو داشت...&lt;br /&gt;هر کسی هم جای تو بود..... :(((&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;پرواز کن بر دشت ها لانه ای هست آنجا...&lt;br /&gt;و من... در انتظار......................&lt;br /&gt;دلم میخواست بنویسم... داشتم می ترکیدم... یاد حرفهای ریمیا افتادم... یاد حرفهای باران...&lt;br /&gt;رزهای نقره ای رو کاشتیم تا هر وقت دلمون گرفت... هر وقت دلم براش تنگ شد بشینم پای رزهای نقره ای تا تو دل تنگیم شریکم شه...&lt;br /&gt;علی کوچیکه اومد تا شاید بتونم بفهمم که کی هستم... تا شاید بتونم سر خودم داد بزنم... تا شاید بتونم خودمو بیدار کنم...&lt;br /&gt;و حالا...&lt;br /&gt;دیگه هیچ رز نقره ای نمونده تا وقتی دلم براش تنگ میشه بیشنم کنارش و با هم گریه کنیم...&lt;br /&gt;دیگه علی کوچیکه ای نیست که وقتی دلم براش تنگ شد یا وقتی دلم گرفت بشینیم با هم گریه کنیم.............&lt;br /&gt;خدا جون... دلم خیلی گرفته...&lt;br /&gt;نه امروز... نه امشب... نه توی تمام این روزها...&lt;br /&gt;دیگه گذشته از حرفهای باران... یادته خدا؟... :(( یادته؟... هر وقت دلم می گرفت می گفت دوست جون درست می شه!...&lt;br /&gt;پس کو خدا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کو؟؟؟؟!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;به خودت قسم بهم نشون بده................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;با چهره ی غمگین... از شکست یک عشق مرا درک کن...&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;در ساکت این شب... با یادی از این شعر مرا یاد کن...&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;پرواز کن بر دشت ها لانه ای هست آنجا...&lt;br /&gt;و من... در انتظار......................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میدونم یه روز میای و حرفامو میخونی...&lt;br /&gt;تویی که تو تک تک جمله های بوی گندم, نغمه ی باران, رزهای نقره ای و آسمون بی نهایت پنهان بودی...&lt;br /&gt;آره... اینها همه ی اون وبلاگایی بود که فقط و فقط برای تو درستشون کردم...&lt;br /&gt;از تو بی نهایت نوشته ام... ای تو... ای کسی که جز تو, دیگر تویی نخواهد بود... دیگر مایی نخواهد بود...&lt;br /&gt;می نویسم... دلم گرفته... دلم بدجور گرفته...&lt;br /&gt;نه امروز... نه امشب... نه تو تمام این همه مدت...&lt;br /&gt;می نویسم... می دونم که یه روز میای و حرفامو میخونی...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای عشق...&lt;br /&gt;بگذر ز هر بندی که راه  مرا از تو جدا کرد...&lt;br /&gt;......&lt;br /&gt;بتاب بر این قلب سرد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همیشه میون حرفها پنهون بودی... همیشه میون اسمها پنهون بودم...&lt;br /&gt;نوشتم... چون باید می گفتم که این توبودی که رمز حرفهام بودی... این تو بودی که قشنگی همه ی نوشته ها بودی... تمام حس رزهای نقره ای تو بودی...&lt;br /&gt;نوشتم... از تو...&lt;br /&gt;اما من... بهتر آن است که تا همیشه میون تمام اسمهایم پنهان بمانم و بهتر آن است که میان همه ی آنها گم شوم و با تمام آنها بمیرم...&lt;br /&gt;خیلی از حرفهایم کودکانه بود... آن روزها تو میان بازیهای حرفهایم پنهان بودی...&lt;br /&gt;یک روز میان بخار روی شیشه ی ماشین...&lt;br /&gt;یک روز میان مسافرانی که با من می آمدند بدون آنکه خودشان بدانند...&lt;br /&gt;با من همراه بودی... بی آنکه بدانی...&lt;br /&gt;بی آنکه حس کنی در همه ی حرفهایم پنهان بودی...&lt;br /&gt;بی آنکه حس کنی دوستت داشتم...&lt;br /&gt;گرچه رزهای نقره ای  سرد است... بی جان است... بی روح است...&lt;br /&gt;اما هست... رزهای نقره ایمان در میان گلدانم خشک شد...&lt;br /&gt;میدانم... باز هم رز جدیدی خواهم کاشت... اما تنها یکی... و روز مرگش روز پایان آسمان بی نهایت خواهد بود...&lt;br /&gt;روز پایان تمام نام هایی که در میانشان پنهان بودم...&lt;br /&gt;می دانم... یک روز می آیی و حرفهایم را  می خوانی...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حرفهام طولانی شد...&lt;br /&gt;خندم می گیره وقتی نگاشون می کنم...&lt;br /&gt;وقتی یاد تک تک نوشته هام می افتم دلم میخواد مثه اونا بنویسم...&lt;br /&gt;و همینطور سنگین و رمان گونه...&lt;br /&gt;و همینطور کودکانه...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای تو...&lt;br /&gt;تویی که بعد از این هم میان حرفهایم پنهان خواهی ماند... تویی که نبض تمام نوشته هایم خواهی بود...&lt;br /&gt;تویی که تنها نوریست که بر این قلب سرد تابیده خواهد شد...&lt;br /&gt;گرچه پنهان میان تمام کلمات...&lt;br /&gt;بتاب بر این قلب سرد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا جون...&lt;br /&gt;دلم گرفته... دلم بدجور گرفته...&lt;br /&gt;نه امشب... نه فردا شب... دلم تا نهایت خواهد گریست...&lt;br /&gt;با این همه عمری اگر باقی ماند...&lt;br /&gt;طوری از کنار زندگی می گذرم&lt;br /&gt;که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و&lt;br /&gt;نه این دل نا ماندگار بی درمان.................. &lt;br /&gt;گرچه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریایی است &lt;br /&gt;تاب و توانش بیش از اینهاست&lt;br /&gt;دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد  .... باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این هم تنها به یادگار آن روزهایی که حرفهایم را تنها با یک شعر تمام می کردم...&lt;br /&gt;نمیخواهم آنها هم از خاطرم بروند...&lt;br /&gt;دیگر دیرتر از آنست که بتوان کاری کرد...&lt;br /&gt;باران رمز پشت بام ها را می داند... باران رمز تمام این سکوت را می داند...&lt;br /&gt;دیگر دیرتر از آنست که بتوان کاری کرد...&lt;br /&gt;باران رمز نوشته هایم را می دانست... رمز سکوتم را... رمز سقوطم را از میان پشت بام هایی که تنها گستره شان یک و یک قدم بود...&lt;br /&gt;باران می داند که آرزوهایمان بالی بود تا پرواز کنیم...&lt;br /&gt;باران می داند که آرزوهایمان هم مثل حرفهایمان کودکانه بود........&lt;br /&gt;باران هم حس کرد... همه شان را حس کرد... با من... با تو...&lt;br /&gt;او را هم بی آنکه حس کند گاه میان حرفهایم و دوست داشتنی هایم پنهان می کردم...&lt;br /&gt;تا ماندگار باشید...&lt;br /&gt;در حرفهایم... در نوشته هایم... ماندگار برای من...&lt;br /&gt;ماندگار برای رزهای نقره ای...............&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-114019037500585599?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/114019037500585599/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=114019037500585599&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/114019037500585599'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/114019037500585599'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2006/02/blog-post.html' title='خاطره هایی که هرگز نخواهند مرد...'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-113498576439554108</id><published>2005-12-19T13:15:00.000+03:30</published><updated>2005-12-19T13:19:24.410+03:30</updated><title type='text'>GoodBye</title><content type='html'>.&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه...&lt;br /&gt;بهترین جای بودنم شده... بهترین جا واسه اینکه توش گم بشم...&lt;br /&gt;خیلی وقتها گذشته از روزهام... خیلی ساعتها گذشته از ثانیه ها و دقیقه هام...&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه رسیده است...&lt;br /&gt;ورق میزنم همه شان را... اولین و آخرین را به خاطرم می آورد...&lt;br /&gt;بغضهایم را به یادم می آورد...&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه رسیده است... خنده ام میگیرد از این همه گریه...&lt;br /&gt;گریه ام نمی گیرد از خنده های خاطره هایم...&lt;br /&gt;خاطره ها خواهند مرد... همراه من... همراه همه آنچه ازشان نگاه داشته ام...&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه همزمان با آن رسیده است که دیگر پیش رویم دو راهی نیست...&lt;br /&gt;اولین شک... آخرین تردید...&lt;br /&gt;گریه های سر نداده...&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه رسیده است... و من... غرق در تمام آنچه می توانست باشد و نبود...&lt;br /&gt;غمم نیست دیگر...&lt;br /&gt;خنده ام نمی گیرد از گریه ها... خنده ام نمی گیرد از اینگونه سخن گفتن...&lt;br /&gt;خنده ام می گیرد از مرگ بودنم...&lt;br /&gt;خنده ام می گیرد از گذشتن بهترین جای ترانه بی آنکه توانسته باشم با تمام وجود آن را گوش دهم...&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه بغضم را می شکند...&lt;br /&gt;بهترین جای ترانه ام خواهد مرد...&lt;br /&gt;همراه من... بودنم و نفسهایم...&lt;br /&gt;غمم نیست... هر آنکه هست تقدیرش بر این بودنش بود و هر آنکه خواهد رفت تقدریش بر رفتنش بوده است...&lt;br /&gt;غمم نیست...&lt;br /&gt;اولین اشک... آخرین خنده...&lt;br /&gt;و هزاران گریه سر نداده...&lt;br /&gt;خدانگهدار&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-113498576439554108?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/113498576439554108/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=113498576439554108&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/113498576439554108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/113498576439554108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/12/goodbye.html' title='GoodBye'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-113138967890147494</id><published>2005-11-07T22:19:00.001+03:30</published><updated>2005-11-07T22:24:38.920+03:30</updated><title type='text'>No... But... NOOOO</title><content type='html'>میگم بعضی وقتا آدم میخواد از دست خودشم فرار کنه...&lt;br /&gt;اونوقت از هر چی آینه و شیشه هستش بیزار میشه...&lt;br /&gt;بعضی وقتا هم انقدر عاشق خودش میشه که میخواد همه جا آینه باشه...&lt;br /&gt;بعضی وقتا هم هیشکیو جز خودت نمیبینی...&lt;br /&gt;بعضی وقتا هم همه رو میبینی جز خودت...&lt;br /&gt;این زور داره...&lt;br /&gt;آخه کدوم آدم عاقلی با خودش اینطوری میکنه بشر؟!&lt;br /&gt;حالا این موضوع پیام هم واسه خودش عالمی داره.........&lt;br /&gt;قبول دارم ولی رد میکنم...&lt;br /&gt;این نوع جدیده...&lt;br /&gt;اه...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از مدتی اومدیم اونم چجوری؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-113138967890147494?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/113138967890147494/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=113138967890147494&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/113138967890147494'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/113138967890147494'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/11/no-but-noooo_07.html' title='No... But... NOOOO'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-112931778104832869</id><published>2005-10-14T22:50:00.000+03:30</published><updated>2005-10-14T22:53:01.053+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>اگه واسه بودن باید از بودن گذشت...میگذرم از همه ی بودنها...&lt;br /&gt;آره...به قولش... کلاغ قارقاری... تو رو چه به باغ درباری!.........&lt;br /&gt;میگذرم... گذشتم و خواهم گذشت از همه بودنها... تا باشم..................&lt;br /&gt;امروز بدجور غریبه... این روزا بدجور تاریکه........................&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-112931778104832869?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/112931778104832869/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=112931778104832869&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112931778104832869'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112931778104832869'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/10/blog-post.html' title=''/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-112539282381816904</id><published>2005-08-30T13:17:00.000+04:30</published><updated>2005-08-30T13:37:03.826+04:30</updated><title type='text'>Objects In Mirror...</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/3456/471/1600/mirror.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/3456/471/320/mirror.jpg" border="1" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیلی راحت و ریلکس به صندلی تکیه دادم و تو فکر فرو رفتم...انگار از همه چیز جدا باشم... خودم رو به کمربند ایمنی سپردم و.....&lt;br /&gt;به جاده خیره شدم... مسیر همیشگی... با جاده های یکم بزرگتر شده... با ماشینهای همیشگی...&lt;br /&gt;نمیدونم چی شد که حواسم رفت به آینه بقل... و نوشته روش.... هیچ وقت تا حالا بهش دقت نکرده بودم...&lt;br /&gt;سعی کردم بفهمم چی چی میگه...&lt;br /&gt;اشتیاء نزدیکتر از چیزی هستند که به نظر میرسند... یا یه همچین چیزی.....&lt;br /&gt;دلم میخواست امتحان کنم... ببینم اینم داره به من دروغ میگه!؟... راننده عزیز هم فوضولیش گل کرده بود که من چیکار دارم میکنم و چرا هی بر میگردم و بیرون رو نگاه میکنم و...&lt;br /&gt;پرسید چیزی شده؟!...&lt;br /&gt;منم خندم گرفته بود... گفتم نه... میخوام ببینم این نوشته رو آینه راسته یا دروغه...&lt;br /&gt;همه زندن زیر خنده...&lt;br /&gt;حرصم گرفته بود از جوابم و از این راننده فضول و از این مسافرای خوش خنده!!!...&lt;br /&gt;با اینکه هنوز مطمئن نشده بودم دیگه بیخیال شدم... هر کسی هم جای من بود وضعش از این بهتر نبود!&lt;br /&gt;میدونی علی دیوونه... وقتی فکر میکنی میبینی همیشه همینطور بوده... یعنی همیشه چیزایی که ما میبینیم یا هر چیز دیگه همیشه جلوتر از چیزی بوده که ما فکرش رو کردیم...&lt;br /&gt;لااقل برای من و تو اینطور بوده... دروغ میگم؟!...&lt;br /&gt;کار من و تو هم دیگه از این هشدارها گذشته...&lt;br /&gt;من و تو از خیلی چیزها هم گذشتیم و فکر میکنیم هنوز بهش نرسیدیم... دیگه از نزدیکتر گذشته........&lt;br /&gt;و از خیلی چیزها هم داریم میگذریم و نمیفهمیم که دیگه چیزی اون جلو نیست....&lt;br /&gt;تند رفتیم و باختیم...&lt;br /&gt;یه مسابقه دو... چشمامون رو بستیم و دوییدیم... تند تند... قید همه چیز حتی خودمون رو زدیم... ما باید برنده میشدیم... فکر میکردیم اگه اول بشیم همه چیز حله... اوکی شده....&lt;br /&gt;عین فیلم بچه های آسمان... اون میخواست سوم بشه و اول شد... اما ما میخواستیم اول بشیم و شدیم.......&lt;br /&gt;از خط گذشتیم... یادته؟!... عین این گیجا  به آدما نگاه میکردیم...&lt;br /&gt;بابا!!!!!!!!! ماییم... نفر اول مسابقه... ما رسیدیم به آخر خط... آهای....&lt;br /&gt;نه! همه یه جوری نگامون میکردن... انگاری تقلب کرده باشیم!....&lt;br /&gt;یادته علی کوچیکه....... معلومه که یادته... کی هستش که مسابقه زندگیش رو فراموش کنه... واسه من و تو این خاطره تا ابد باهامون میمونه...&lt;br /&gt;تازه فهمیده بودیم که هر کسی میخواست اول بشه باید تو این مسابقه آخر همه به آخر خط میرسید...&lt;br /&gt;ما دوییدیم علی... :( دوییدیم و رسیدیم به آخرش ........ آخر آخر آخر..............&lt;br /&gt;از همه چیز گذشتیم علی... تو که شاهد بودی......... از خودمون.... از عشقمون.... از بهترین سالهای عمرمون...&lt;br /&gt;حالا میگن شما باختید... میگن سوختین... دیگه دکمه LOAD وجود نداره تا برگردیم از اول...&lt;br /&gt;ما مدتهاست از خط گذشتیم اما هنوز خیلی ها حتی به نیمه راه هم نرسیدن......&lt;br /&gt;ما دوییدیم علی... خیلی سریع... از خط گذشتیم......... اما هیچ کس به استقبال ما نیومد علی....... هیچ کس...&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;آقا.... رسیدیم........ پیاده نمیشید؟!....&lt;br /&gt;از فکر میپرم بیرون...&lt;br /&gt;ها؟... آره... ببخشید... بفرمائید.............&lt;br /&gt;در رو میبندم... یه نگاه به آینه میکنم....&lt;br /&gt;هنوزم روش به انگلیسی نوشته بود اشیاء نزدیکتر از چیزی هستند که به نظر میرسند...&lt;br /&gt;دیگه نمیخواستم امتحان کنم......&lt;br /&gt;دیگه کار من و تو از نزدیک بودن گذشته...&lt;br /&gt;ما از اونها گذشتیم و فکر میکنیم هنوز بهشون نرسیدیم...&lt;br /&gt;بی خبر از اینکه این اشیاء دیگه ماشین و موتور نبودن علی........&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-112539282381816904?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/112539282381816904/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=112539282381816904&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112539282381816904'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112539282381816904'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/08/objects-in-mirror.html' title='Objects In Mirror...'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-112279099327086914</id><published>2005-07-31T10:43:00.000+04:30</published><updated>2005-08-03T10:15:25.966+04:30</updated><title type='text'>how i am?</title><content type='html'>.&lt;br /&gt;اي آسمان ! باور مكن ، كاين پيكره محزون منم&lt;br /&gt;من نيستم ! من نيستم&lt;br /&gt;رفت عمر من ، از دست من&lt;br /&gt;اين عمر مست و پست من&lt;br /&gt;يك عمر با بخت بدش بگريستم ، بگريستم&lt;br /&gt;ليك عمر پاي اندرگلم&lt;br /&gt;باري نپسريد از دلم&lt;br /&gt;من چيستم ؟ من كيستم... :(&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.silverroses.persiangig.com/image/silver3.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.silverroses.persiangig.com/image/silver3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-112279099327086914?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/112279099327086914/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=112279099327086914&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112279099327086914'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112279099327086914'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/07/how-i-am.html' title='how i am?'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-112229904345004972</id><published>2005-07-25T16:49:00.000+04:30</published><updated>2005-07-25T18:14:03.470+04:30</updated><title type='text'>همیشه همه چیز نباید عنوان داشته باشد</title><content type='html'>.&lt;br /&gt;مدتها بود که این کوچه ها را ملاقات نکرده بودم...&lt;br /&gt;انگار بهشون اعتیاد پیدا کره باشم...&lt;br /&gt;دلم برای تیکه تیکشون تنگ شده بود........&lt;br /&gt;کوچه های تنهایی من... جایی که میشد تا آسمون فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد و.................&lt;br /&gt;قدمهایم تند و کند میشود...&lt;br /&gt;گاهی احساس میکنم که از خودم جلو میزنم...&lt;br /&gt;گاهی هم از خودم عقب میمانم.........&lt;br /&gt;دوست دارم بازی کنم... دوست دارم مانند بچه ها قدمهایم را روی جای به جا مانده از شبهای قبل بگذارم......&lt;br /&gt;جای پایم ثابت است... در میان همین کوچه ها.... همه ی این کوچه ها که میان من و درختان آن هزار حرف و اشک یه یادگار مانده است...&lt;br /&gt;دلم میخواهد پیش رویم پله ها بود... همین طور که جلو میرفتم پله پله جدا میشدم.... از همه چیز جدا میشدم...&lt;br /&gt;از زمین... از خودم... از آسمون........&lt;br /&gt;همه ی این کوچه ها را دوست دارم... همه شان را... حتی آنهایی را هم که بن بست هستند...&lt;br /&gt;مثل خیلی از چیزهای دیگر...&lt;br /&gt;گاهی احساس میکنم در انتهای یک کوچه ی بن بست روزهاست که مانده ام.......&lt;br /&gt;دلم میخواهد روبرویم پله هایی از رنگ نامرئی باشد تا فقط و فقط جدایم کنند...&lt;br /&gt;از زمین... از خودم و از همه آن چیزهایی که میخواهم ازشان جدا شوم............&lt;br /&gt;قدمهایم را حس میکنم... چه زود جای پاهایم پاک شدند...&lt;br /&gt;زمان زیادی نیست که بهشان سر نزده بودم......... پاکشان کردند... دوستشان نداشتند........ حتی آنها هم عذابشان میداد.......&lt;br /&gt;حسشان میکنم... چشمانم را میبندم و قدم بر میدارم... بوی خاطره هایم را حس میکنم... بوی همشان را حس میکنم...&lt;br /&gt;همه جا همانطور است.......&lt;br /&gt;شاید بعضی از آدمهایشان تنها عوض شده باشد.........&lt;br /&gt;زمان زیادی نیست که بهشان سر نزدم... اما همه جای پاهایم را با آب شسته اند.........&lt;br /&gt;چشانم را میبندم....&lt;br /&gt;پله پله بالا میروم........ جدا میشوم... از زمین... از خودم و از تمام آنها.....&lt;br /&gt;دلم بی تردید خواهد گرفت... هنوز چند پله نرفته ام که دلم گرفت... دلم برای همه آن چیزهایی که از دستشان گریزانم تنگ شده است......&lt;br /&gt;انگار بهشان عادت کرده ام...........&lt;br /&gt;چشمانم را باز میکنم.... مثل همیشه میان سکوت و تاریکی کوچه رها شده ام...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.silverroses.persiangig.com/image/silverroses2.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://www.silverroses.persiangig.com/image/silverroses2.jpg" border="1" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمیخواهم گریه کنم... هر چه هست... هر چه هست خودم با دستان خودم درست کردم...&lt;br /&gt;هرچه بود خودم با دستان خودم خراب کرده ام.......&lt;br /&gt;.....&lt;br /&gt;کاش میان من این سکوت حرفی پیش گیرد... دلم سرشار از حرفهاییست که زندانیشان کرده ام...&lt;br /&gt;دلم سرشار از حسهایی هست که زندانیشان کرده ام....&lt;br /&gt;چنان زمان تند میگذرد که تمام حرفها قبل از اینکه شنیده شوند روی زمین خشک میشوند و میمیرند... پیش از آنکه به آنها برسند از آن میگذرند....&lt;br /&gt;در این بن بست میمانم... تا حرفی میان من و این سکوت پیش گیرد...&lt;br /&gt;دلم سرشار از همه حرفها و حسهاییست که زندانیشان کرده ام...... آنها را هم مانند جای پاهایم با آب خواهند شست........&lt;br /&gt;قبل از اینکه به آن برسند از آن میگذرند.............&lt;br /&gt;میان من و این سکوت هزاران حرف و اشک به خاطره خواهد ماند....&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-112229904345004972?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/112229904345004972/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=112229904345004972&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112229904345004972'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/112229904345004972'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/07/blog-post.html' title='همیشه همه چیز نباید عنوان داشته باشد'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-111926296151114917</id><published>2005-06-20T14:36:00.000+04:30</published><updated>2005-06-20T14:56:56.296+04:30</updated><title type='text'>گوشواره های گیلاس تنهایی...</title><content type='html'>همه چیز برای تو... همه حس برای تو... همه اشک برای تو...&lt;br /&gt;همه ی نگاهم برای تو...&lt;br /&gt;برایت گوشواره های گیلاس میچینم...&lt;br /&gt;بگذار لحظه ای هم به گوشواره هامان بخندیم. میدانم... میدانم که نه دل تو طاقت دارد و نه دل من...&lt;br /&gt;گوشواره هامان خوردنیست... شادی صورتمان تمام میشود...&lt;br /&gt;این باغ پر از گیلاسهای گوشواره ایست... همه اش برای تو... همشان با همه حسهای خنده دارشان...&lt;br /&gt;بگذار بخندند... شاید نمیدانند که صورت تنهایی هم نیازمند کمی شادیست...&lt;br /&gt;میبینی علی کوچیکه... حرفهایمان کودکانه شده...&lt;br /&gt;حرفهایمان قدیمی و بی رمق شده...&lt;br /&gt;شاید بهتر همان باشد که حرفهایم را میان بندکفشهایم گره بزنم و شبانه بی انکه کسی پیدایشان کند در کوچه های آنطرفتر رهایشان کنم...&lt;br /&gt;کوچه...&lt;br /&gt;کوچه های بلند و تاریک با درختان یکی در میان که نه به فروغ غمشان استوارند و نه به طلوع شادیشان...&lt;br /&gt;حرفهایم را بهتر آن است که میان رقص برگها پنهان کنم...&lt;br /&gt;کسی پیدایشان نمیکند... دیگر کسی توان آن را هم ندارد که از کوتاه ترین درختها بالا برود...&lt;br /&gt;کوچه های بلند و تاریک...&lt;br /&gt;همیشه در نهایتش نور بود... هست...&lt;br /&gt;همیشه... در نهایت همه آن کوچه ها...&lt;br /&gt;همشان فقط شمعی در باد بودند و بس... همشان را فوت کردند... همشان را خالی از هر حصار و بی دفاع در برابر باد گذاشتند...&lt;br /&gt;همشان فریب بودند...&lt;br /&gt;رمز تمام این کوچه ها را می توان از انعکاس صدا فهمید...&lt;br /&gt;بگذار خالی از تمام این بازیهای کودکانه به دنبال گوشواره های گیلاسمان باشیم که چهره ی تنهاییمان لبریز از سکوت شادیست...&lt;br /&gt;و همین و بس......&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-111926296151114917?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/111926296151114917/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=111926296151114917&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/111926296151114917'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/111926296151114917'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/06/blog-post.html' title='گوشواره های گیلاس تنهایی...'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-12896833.post-111701770680764207</id><published>2005-05-25T15:06:00.000+04:30</published><updated>2005-05-25T15:13:53.076+04:30</updated><title type='text'>چشمهای آبیه آسمون....</title><content type='html'>چشمای آبیه آسمون...&lt;br /&gt;آبیه آبی...&lt;br /&gt;تا به خودت بجنبی نگاهت رو دزدیده...... تا به خودت بجنبی غرق همه موجهای قشنگش شدی.........&lt;br /&gt;یه آسمون گنده... یه آسمون بزرگ و بی نهایت........&lt;br /&gt;یه آسمون گنده ی گنده پره ستاره های یکی پیدا و یکی نا پیدا...&lt;br /&gt;میخوای بشموریشون...... یکی دوتا سه تا......... اووووووووووه.... یه عالمه ستاره...&lt;br /&gt;به خودت که میای رو به همه ی اون ستاره ها روی زمین خوابیدی......&lt;br /&gt;خوابیدی و به خوابت رؤیا میدوزی...&lt;br /&gt;چه خوبه... چه خوبه وقتی دستت رو دراز میکنی دستت رنگ آسمون بگیره...&lt;br /&gt;چه خوبه... چه خوبه وقتی دستت رو دراز میکنی یه دوست دستت رو بگیره.........&lt;br /&gt;چه خوبه... چه خوبه وقتی حس کنی همه چیز خوبه............ خوب اینم یه جورشه؟!....&lt;br /&gt;آره...&lt;br /&gt;خوبه که نگاهت رو پشت نگاه آبیش قایم کنی...&lt;br /&gt;خوبه که زیر این آسمون بی نهایت ستاره چین لحظه ها باشی............&lt;br /&gt;کاش میشد...&lt;br /&gt;همه ی رویای کودکانه ما.....&lt;br /&gt;فکر میکردیم اگه بریم روی لبه ی نرده ی آهنی وایسیم و قدمون بلند تر بشه, میتونیم دستمونو به آسمون برسونیم.............&lt;br /&gt;وای که همه ی رویاهای کودکانه چقدر قشنگ بودن.........&lt;br /&gt;بیرون بارون نمیاد اما بارون اینجا همیشه میباره....&lt;br /&gt;دیگه من و علی دیوونه چترمونو جمع کردیم....&lt;br /&gt;اینجا همیشه بارون تازه میباره..........................&lt;br /&gt;اما..... اینجا بارون فقط با صدای بارون میباره..................&lt;br /&gt;فقط باصدای بارون............&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا..... زیر این آسمون بی نهایت....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://jupiter.walagata.com/w/goleyakh/endless-sky.jpg"&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/12896833-111701770680764207?l=ut-endless-sky.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/feeds/111701770680764207/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=12896833&amp;postID=111701770680764207&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/111701770680764207'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/12896833/posts/default/111701770680764207'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ut-endless-sky.blogspot.com/2005/05/blog-post.html' title='چشمهای آبیه آسمون....'/><author><name>چله نشين</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
